نذری مدرسه

آن قدیم‌ها وقتی خانه‌ای نذری می‌پخت، همه اهالی خانه و همسایه‌ها به کمک می‌آمدند. هر‌ کس‌ چیزی می‌آورد. یکی کاسه و بشقاب، یکی بُنشن و حبوبات، یکی سبزی و پیاز و یکی هم خودش می‌آمد کمک. نذری پختن بهانه‌ای بود برای همنشینی و معاشرت با اهالی محل. بهانه‌ای بود برای پیوند زدن دل‌های‌ دور از هم افتاده. آیینی برای اینکه اهالی یک خانه، یک محله به هم نشان دهند: قطره قطره است که جمع می‌شود تا دریایی به‌ راه افتد.

به رسم دیرین‌مان امسال نیز به یادبود مادری که همسایگان را بر خانهٔ خود مقدم می‌داشت و به فرزندانش می‌آموخت: «اول همسایه، سپس خانه خود!»، پسرهایمان آستین بالا زدند و در پخت و توزیع نذری مدرسه سهیم شدند. هر کدام به اندازه قطره‌ای تا ببینند که اندک‌ها و خرده‌ها وقتی کنار یکدیگر جمع شوند چه نیکی‌ها و بخشش‌ها و هدایایی که فراهم می‌شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید